موضوع:
نویسنده: عارف (مدیر)
یه روزی یه آقایی به خانمش میگه تو رویای منی
خانم:وای چه حرفا
آقا:تو زندگی منی
خانم:وای این چه بد مزه است
آقا:تو همه چی منی
خانم:وای اصلا نخواستم برو گمشو برای همیشه
آقا:تو اصلا جواهری در قصر منی
خانم:راست میگی بعد سکته می کنه
تو اعلامیه اش می نویسن جواهری در قصر شروع شد قصه آقا خانم اینا تموم شد.