لااقل با من بگو از حالت اي نيکوسرشت
اي نگاهت بهر حيدر برتر از باغ و بهشت
رنگ رخسارت خبر مي دهد از سر ضمير
چه کسي روي کتاب عمر تو «پايان» نوشت
دو بيتي ها(مرثيه زينب سلام اله عليها)
غم دوران من گردد يتيمي
که هم پيمان من گردد يتيمي
من از قد کمانت حتم دارم
بلاي جان من گردد يتيمي
نمي گويم که تو نا مهرباني
زبس خون رفته از تو ناتواني
دلم خواهد در آغوشم بگيري
چه سازم که شکسته استخواني
مکن مخفي به سينه آه، مادر
مرا کن از غمت آگاه ،مادر
مشو راضي پس از تو زنده باشم
گل خود را ببر همراه ،مادر
همي گردم به دنبال بهانه
زنم بوسه به جاي تازيانه
چو لبخند از لبانت رفته مادر
صفائي نيست در اين آشيانه
تو که رکن تمام کائناتي
چرا با کودکان کم التفاتي
گمانم قبل تو زينب بميرد
شنيده ناله ي عجل وفاتي
تمناي دل زينب همينه
که روي زانو مادر بشينه
الهي اين چه درد بي دوائي است
که دختر روي مادر را نبينه