نویسندگان وبلاگلینک دوستان
» وبلاگ اختصاصی "علی نوروزی"
» به سوی خوشبختی (شبنم ) » جراح بلاگفا + ابزار وبمستر + افزايش آمار » بازیگران بالیوود و زندگینامه آنها » DJ . Graph » موزيك تيتراژ برنامه هاي تلوزيوني » Download for PC » ورود ممنوع » دل شکسته » ساغر » به کجا چنین شتابان » korea-groups » chocolate » شیرین ترین کلمه دنیا » love or my love roksana atishpare » عشق » شکوفه بهاری » دل نوشته ها (الهه) » بهترین ها » Graphic art » زیست شناسی جانداران » ღحرفهای من و ...ღ » با تو تا ابدیت » خدا با ماست پس کی با اونهاست » عشق دست نیافتنی » سکوت آشنا » چشم خفته » گیگا پرشیا » در دنیای نجوم » مرکز دانلود رایگان » سخن سوخته » درخشش نگاه » الهم عجل لولیک الفرج » نه زمان و نه مکان و تنها آنچه که هست » مجله اینترنتی همراه » دوستاشتنی ها » زندگی اجباریست » شبگرد » خوشتیپ ترین مرد دنیا » کابوی تنها » پاتوق بروبچه باحال شهركي » مدل لباس و عکسهای دیدنی » مطالب و اس عاشقانه » وبلاگ فرشید و سهیلا » دنیای این روزای من » حرفهای رنگ پریده من » آتیش آتیش آتیش پاره » "خانه دانشجو" » بهترین ها » عاشقانه (شیرین) » دست نوشته ها (نیلوفر) » قرار نبود ...(حجت) » خانه عشق (سارا) » عشق خیالی (محسن) » یا علی (فرهاد) » خدا عاشق ترینه (محیا) » ماهی های تزئینی » تصفیه آب » عصر جدید » ظهور یاس » وبلاگ سرگرمی ابر بیست » دانلود بازیهای PC » خانواده » راه روشن » بیا پرنده ها » وقتی از عشق به ... » **amirmahdimusic** » لحظه های بارانی درباره ما![]() آموزش و ترفند و موبايل و واليپرهاي جديد و داستان و سرگرمی و همچنین دل نوشته ایجاد کننده وبلاگ : عارف (مدیر) |
آخرین مطالب
:: نحوه ساخت اکانت آیتونز ! ( چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ) :: روزهای حرام و شوم ... ( جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ) :: برخی نکات ضروری برای کاربران آیفون ( شنبه نوزدهم آذر 1390 ) :: اصطلاحات آیفون و آیپاد تاچ ( شنبه نوزدهم آذر 1390 ) :: دوست گلم خواهش میکنم حسودی نکنین !! ( جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ) :: دانلود جروه مبناهای عددی ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 ) :: Angry Birds Seasons 2.0.0 PC Game - دانلود angry birds پرندگان عصبانی برای کامپیوتر ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 ) :: دانلود کتاب آچار فرانسه ویندوز 7 جلد دوم ناشناخته های ویندوز 7 ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 ) :: دانلود فیلم های آنلاین با Save2PC Light 4.23 Build 379 ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 ) :: دانلود نرم افزار Yahoo Messenger Translator Pro 4.1.1 ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 ) :: افتتاح بخش ترجمه متون و مقاله ها به زبان انگلیسی ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 ) :: دانلود مستند موجودات بیگانه-هویت -نشانه ها-مدارک-اثرات ( سه شنبه هفدهم آبان 1390 )
عزیزان جواهری در قصر هم که داره تموم میشه و فقط دو قسمت از ژشت صحنه اش مونده. امیدوارم این سریال الگوی خوبی برای شما عزیزان شده باشد از تمامی وبلاگ نویسنی هم که برای این سریال هم زحمت کشید اند خسته نباشند ممنون بای دكتر شين و دكتر يونگ قصد ميكنند كه يانگوم را از اين كار منصرف كنند ولي يانگوم به آنها ميگويد دنبالش بيايند تا چيزي را به آنها نشان دهد.او به آنها خرگوش بارداري كه شكمش دريده شده بود واو با بخيه زدن وبرش انسداد روده او را درمان كرده بود را به آنها نشان ميدهد.سپس در مقابل اينكه چگونه پادشاه ميتواند اين درد را تحمل كند به آنها نشان ميدهد كه چگونه با استفاده از شيوه اي خاص كه صيادان از آن استفاده ميكنند ماهي را بي حس ميكنند تا تازگي آن بيشتر باقي بماند يانگوم در آخر اشاره ميكند كه براي اثبات اين قضيه آنرا بر روي خودش هم آزمايش كرده است
ملكه در ديدار يانگوم به او ميگويد كه فكر استفاده از چاقو در نجات شاه را از سرش بيرون كند وراه ديگري پيدا كند.وزيران دربار به ملاقات پادشاه مي آيند و از او ميخواهند كه يانگوم را بخاطر توهيني كه به او كرده و باعث وخامت حال او شده را مجازات كند ولي پادشاه ميگويد كه حرف يانگوم درست است و سپس ميگويد كه همگي آنها از اتاق خارج شوند.وقتي يانگوم وارد اتاق ميشود به هر شكلي قصد ميكند كه او را متقاعد كند كه او را درمان كند ولي پادشاه نميپذيرد.پادشاه از احساسات ناخوشايندي كه بواسطه يانگوم از بين رفت ميگويد و از كلمات آرامش بخش او و اينكه او پزشك بسيار خوبي است
پادشاه بعد از آخرين ملاقات با يانگوم دستوري به پيشكار يونگ ميدهد كه شب هنگام اجرا ميشود.پيشكار يونگ هنگام شب به داروخانه سلطنتي مي ايد و در حاليكه همه خوابند به يانگوم ميگويد كه دستور پادشاه اين است كه او اكنون به دروازه شمالي قصر برود ودستورات متصدي كتابخانه را دنبال كند وقتي يانگوم آنجا ميرود رييس خواجه ها كه قبلا سر قضيه اطلاعات پزشكي پادشاه او را ديده بود به او احترام ميگذارد ولي بعد از لحظاتي دو مرد كيسه اي را به روي يانگوم مياندازند وسريع او را به يك كشتي انتقال ميدهند.در آنجا يانگوم علت اينكار را ميپرسد اما جوابي نميشنود.از اين طرف در قصر وقتي از غيبت يانگوم سه روز ميگذرد وزير داروخانه دستور ميدهد كه يانگوم را دستگير كنند ولي حقيقت ماجرا اين است كه يانگوم به دستور پادشاه به جايي كه افسر مين تبعيد شده بود فرستاده شده تا او را ببيند وبا او زندگي كند.يانگوم افسر مين را ميبيند وهمديگر را در آغوش ميگيرند
فرمان پادشاه توسط آن خواجه به افسر مين داده ميشود .پادشاه در اين نامه به افسر مين ميگويد كه بعنوان تقاضاي آخرش با يانگوم به چين برود تا با او زندگي كند.سپس از او ميخواهد كه از يانگوم تشكر كند كه با اينكه عشقش يعني افسر مين را به سويي ديگر فرستاد ولي از او متنفر نشد از اينكه او را از يك شخص ضعيف به شخصي قوي تبديل كرد و اينكه متاسف است كه نتوانست جلوي بدخواهان ودشمنانش را بگيرد و بنابر اين افسر مين دست يانگوم را بگيرد وبه سرزمين مينگ در چين برود و با يادگيري پزشكي به انسانهاي بيشتري كمك كند
سرانجام پادشاه بخاطر بيماري ميميرد و اين باعث ميشود كه براي دستگيري يانگوم اعلاميه هايي در كشور پخش شود.يانگوم قبل از اين موضوع تصميم گرفته بود به نزد پادشاه برگردد ولي با تلاش زياد سرپرست خواجه ها او با افسر مين فرار ميكنند هشت سال از اين ماجرا ميگذرد.يانگوم و افسر مين در دهكده اي دور افتاده صاحب دختري كوچك و زيبا كه خصوصياتش مانند يانگوم است شده اند.همانند بچگي هاي يانگوم دختر او نيز بازيگوش است او بخاطر اينكه حرف مادرش را بار ديگر گوش نداده توسط يانگوم دقيقا مانند وقتي كه مادر يانگوم او را تنبيه ميكرد تنبيه ميشود اما دقيقا مانند گذشته كه پدر يانگوم به نجاتش مي آمد افسر مين بعنوان پدر سو هوان دخترش را از دست يانگوم نجات ميدهد ! و با او مشغول صحبت ميشود
يانگوم در آن دهكده نيز پزشكي ميكند و اهالي دهكده او را به نام مادر سو هان ميشناسند! يكي از اهالي دهكده كه زايمان دارد دچار مشكل ميشود و يانگوم و سو هوان به كمك او ميشتابند.از اين طرف افسر مين هم به پسران دهكده آموزش ميدهد.وقتي يكي از پسران از او ميپرسد آيا شما رايگان آموزش ميدهيد ميگويد هيچ چيز در اين دنيا رايگان نيست ! وكتابي به آنها ميدهد و ميگويد كه بايد آنها اين كتاب وحروفش را بخاطر بسپارند ولي اگر يك اشتباه داشته باشند بايد به او در تهيه پوست گاو(چرم)كمك كنند.از اين طرف مشكلي براي يانگوم پيش مي آيد كه سو هوان سريع به سراغ پدرش ميرود ولي در بين راه با داگو كه بدنبال يانگوم ميگردد برخورد ميكند! سو هوان در جواب داگو كه از او درباره خانم پزشك ماهري ميپرسد ميگويد كه چيزي نميداند و شهري كه او بدنبالش ميگردد را نيز از راهي ديگر به او نشان ميدهد! ولي داگو حس ميكند كه اين كودك چقدر شبيه به بچگي هاي يانگوم ميباشد
سو هوان به افسر مين ميگويد كه يانگوم بخاطر اينكه قصد دارد براي نجات بچه مانند كاري كه قصد داشت با پادشاه بكند ميخواهد با او انجام دهد دچار دردسر شده از طرفي ميگويد كه يك غريبه بدنبال يانگوم ميگردد.افسر مين با شنيدن اين حرف سريع وسايل يانگوم را جمع ميكند و به كمك يانگوم ميرود واو را نجات داده وبا هم فرار ميكنند!در اين حال داگو يانگوم را ميبيند ولي گمشان ميكند اما موضوع را ابتدا به زنش شين بي ويانگ داك ميگويد و سپس موضوع به گوش يون سنگ ميرسد
يون سنگ با شنيدن اين وضعيت تصميم ميگيرد به سراغ ملكه مادر كه ملكه سابق ميباشد برود.او در اين ديدار سرانجام ميگويد كه يانگوم ديده شده وملكه مادر وقتي با تعجب ميگويد كه يانگوم با افسر چين بايد در سرزمين مينگ چين باشند جواب ميشنود كه او هم اكنون در چوسان است.يانگوم براي انجام كاري قبل از بيدار شدن سو هوان از پيش آنها ميرود وبه افسر مين ميگويد كه مواظب سو هوان باشد ولي يانگوم با روشني هوا سو هوان را ميبيند كه بسراغش آمده !آنها بسراغ زن پيري كه ناتوان بود ميروند وبرايش غذا درست ميكنند.از اين طرف افسر مين ناراحت از گم شدن سو هوان بدنبال او ميگردد و با ديدن يانگوم پيش او مي آيد وميگويد كه سو هوان گم شده است ولي در اين لحظه سو هوان از پشت يانگوم بيرون مي آيد افسر مين نيز دنبالش ميكند و بعد از گرفتنش به يانگوم ميگويد كه اگر او يكبار ديگر حرف گوش نداد او را طب سوزني كن !آنها به منزل برميگردند ولي همه چيز بهم ريخته است.در آنجا افسر سابق افسر مين به آناه ميگويد كه ملكه مادر دستور داده است كه آنها به قصر بازگردند و با آهنگ زيبا و پيروزمندانه اين لحظه يانگوم وافسر مين به قصر بازميگردند
سرانجام افسر مين و يانگوم تصميم ميگيرند كه از قصر بروند البته ملكه مادر به يانگوم گفت كه هر وقت خواست او را ببيند سريع بايد به ديدارش بيايد.آنها در سكانس آخر مجموعه در حال رفتن از منطقه اي هستند كه توسط سو هوان متوجه زن بيماري ميشوند كه جانش در خطر است و يانگوم اگر با استفاده از جراحي چاقو كه تا الان نتوانسته بود انجامش دهد او را درمان نكند او ميميرد اين است كه به افسر مين ميگويد كه سو هوان را با خود ببرد.سپس درمانش را شروع ميكند و به عنوان آخرين كاري كه او انجامش نداده است سرانجام موفق ميشود و با جراحي هم آن زن وهم بچه اش را نجات ميدهد و مجموعه جواهري در قصر عزيز ما با اين جملات از زبان افسر مين به پايان ميرسد .به اين خانم نگاه كن...بنظر ميرسد او با اين ابداعش نميتواند به سادگي زندگي كند اما او همواره اين سوال را مطرح ميكند: اگر براي نجات يك زندگي باشد چرا كه نه؟
يانگوم جان با چشماني گريان با تو خداحافظي ميكنيم با تو كه محبوب ما بودي با تو كه درسهاي بسياري بما دادي و مهمان خانه قلبمان بودي.يانگوم جان اميدوارم در زندگي جديدت موفق باشي مواظب افسر مين ساده و صادق ما باش.لطفا دخترت را زياد تنبيه نكن مثل مادرت.سعي كن مثل گذشته هميشه روبه جلو حركت كني و بفكر يادگيري نكات جديد باشي.راستي زياد غصه بانو هن ومادرت را نخور چون آنها در بهشت منتظر تو هستند پدرت هم همينطور.تو ديگر احتياجي به اينكه مقام سوم قصر را حفظ كني نداري چونكه مقامي بس بزرگ در دل تك تك ايرانيهاي دوستدارت پيدا كرده اي كه در هيچ قصري معادلش را پيدا نخواهي كرد.يانگوم جان لحظه خداحافظي است از طرف ما با تمام دوستان قصر پر از جواهر ما خداحافظي كن. يانگوم جان هرگز تو ودوستان قصر را فراموش نخواهيم كرد هرگز ......
يانگوم بعد از صحبت با پادشاه بملاقات افسر مين ميرود و به او ميگويد كه به پادشاه گفته كه او را دوست دارد.يانگوم بخاطر حرفي كه زده بسيار ناراحت است ولي افسر مين به او ميگويد كه كار درستي كرده واشكهاي او را پاك ميكند پادشاه كه از شيفت شب بودن افسر مين مطلع بود براي ديدار او مي آيد كه اين باعث ميشود حرفهاي بين او و يانگوم را بشنود و با ناراحتي از آنجا برود.پادشاه صبح روز بعد درباره اينكه يانگوم چگونه جان افسر مين را نجات داده ميپرسد و يانگوم از يادگاري پدرش كه هنگام نجات افسر مين آنجا جا مانده بود ميگويد و سپس ميگويد كه اين يادگاري دست افسر مين است.پادشاه نيز مسابقه اي بين خودش و افسر مين برگزار ميكند كه اگر افسر مين باخت آن هديه را به او بدهد ولي اگر پادشاه باخت كمان باارزشش را به او خواهد داد. ملكه مادر در صحبت با ملكه به او ميگويد كه زودتر دستور صيغه شدن يانگوم را بنويسد چرا كه وقتي مردي به هر دليلي وقتي خواستار حضور زني در كنار خودش است يعني او را در قلبش حس ميكند.ملكه به ديدار پادشاه ميرود و به او ميگويد كه مادرش درك درستي از احساس او به يانگوم ندارد و او بخوبي ميداند كه اين شخصيت يانگوم است كه باعث شده پادشاه او را به عنوان پزشك شخصي خودش منصوب كند.ملكه از پادشاه ميپرسد كه آيا دستور را بنويسد يا نه و وقتي جوابي از پادشاه نميشنود ميگويد كه من فردا دستور را مينويسم افسر مين در حضور پادشاه از خودش و يانگوم ميگويد.او ماجراي فرار كردنشان را شرح ميدهد و سپس ميگويد كه او واقعا يانگوم را دوست دارد و دلايلش را ميگويد.و در آخر صحبتهايش از پادشاه در خواست ميكند كه اجازه دهد نام يانگوم در تاريخ ثبت شود و او را به عنوان پزشك شخصي خودش منصوب كند.بعد از اين صحبت افسر مين پيش يانگوم ميرود و يانگوم از او ميپرسد كه به پادشاه چه گفته و با اشك از حرفهاي گذشته افسر مين ميگويد كه ميگفت ده سال بيست سال صد سال در كنار او باقي ميماند واين باعث ميشود كه افسر مين يانگوم را در آغوش بگيرد پادشاه شب هنگام زير بارش باران به حرفهاي افسر مين فكر ميكند.در حاليكه ملكه حكم را نوشته بود از جانب پادشاه دستور ميرسد كه حكم نوشته شده توسط ملكه بازگردانده شود.پادشاه در اتاقي با يانگوم صحبت ميكند و از عشقش به او ميگويد و اينكه او را به عنوان كابينه خودش قرار نميدهد ولي يانگوم بايد هميشه در كنار او بماند زيرا با حضور اوست كه احساس آرامش ميكند. پادشاه سرانجام در حضور وزيران به آنها ميگويد كه يانگوم را بعنوان پزشك مخصوص خودش منصوب ميكند و به او لقب يانگوم بزرگ كه معادل رده سوم قصر و همپايه وزيران ميباشد اعطا ميكند.سپس به وزيران ميگويد كه آنها حق هيچ اعتراضي را نخواهند داشت.افسر مين حكم را مينويسد و در جمع به يانگوم ابلاغ ميكند و يانگوم با لباسي جديد پزشك مخصوص پادشاه ميشود اما وزيران قصر كه اجراي اين حكم توسط پادشاه بخاطر حرفهاي افسر مين برايشان گران بود در ملاقات با پادشاه ازا و ميخواهند كه بخاطر اينكه تمام وزيران وافسران نسبت به پايمال شدن ارزشهاي چوسان اعتراض دارند افسر مين را تبعيد كنند تا او ديگر حتي در زمان سلطنت شاهزاده هم نتواند به مقامش بازگردد و آنقدر ميگويند كه سرانجام پادشاه قبول ميكند تا افسر مين تبعيد شود اين خبر به يانگوم ميرسد و او سريع لباسش را عوض ميكند و به دنبال او ميرود.پيش داگو ميرود ومتوجه ميشود كه افسر مين يادگاري پدرش را پيش آنها گذاشته و سپس بطرف سام سو فرستاده شده است.يانگوم بسرعت ميدود تا سرانجام در نقطه اي به او ميرسد.افسر مين ميگويد كه او حالا يك افسر است وچرا با اين وضع به دنبال او آمده واين معني قبول درخواست پادشاه است.افسر مين به او ميگويد كه او بايد احساساتش را فراموش كند.يانگوم ميگويد كه نميتواند و قبل از رفتن يادگاري پدرش را دوباره به او ميدهد و به اين شكل افسر مين تبعيد ميشود يانگوم در ملاقات با پادشاه از ضعف بدني او بخاطر سيستم گوارشي بدنش ميگويد و به او ميگويد كه چه كارهايي را بايد انجام دهد.سپس از پادشاه درخواست ميكند چون وقت بيشتري نسبت به پزشكان ديگر دارد به او مزرعه گياهان دارويي را بدهد تا او بتواند در آنجا درباره بيماريهاي مختلف وخاصيتهاي مختلف اين گياهان تحقيق كند و پادشاه هم ميپذيرد يانگوم تمام مسائل را به دقت مورد بررسي قرار ميدهد او حتي براي دوران خشكسالي مردم نيز برنامه اي ارائه ميدهد.او با گذر ميان مردم و ديدن نكات آموزشي مختلف از مردم آنها را اجرا ميكند و مي آموزد.در اين حين پادشاه نيز مريض ميشود و يانگوم در كنار تحقيقات درمان پادشاه را هم انجام ميدهد. در حاليكه يانگوم در مورد روشي جديد براي درمان بدون درد وبي حسي تحقيق ميكند به يانگوم خبر ميرسد كه حال پادشاه بسيار وخيم شده است و يانگوم براي درمان او ميرود.معاينات نشان دهنده بيماري مزمن پادشاه است و تقريبا در ماني براي آن وجود ندارد اما يانگوم يك راه دارد.در واقع اين همان روشي بود كه يانگوم روي آن تحقيق ميكرد اما يانگ داك به يانگوم ميگويد كه بخاطر خطرناك بودن آن روش فكر آنرا از سرش بيرون كند.يانگوم در معاينه بعدي پادشاه از او درخواست ميكند كه لطفا يكبار ديگر به او اعتماد كند و سپس به اين اشاره ميكند كه بيماري او به خاطر انسداد روده بزرگ است ودر حال حاضر هيچ دارو يا طب سوزني نميتواند كمكش كند.يانگوم ميگويد كه يك راه حل دارد و او ميتواند با چاقو قسمتي از روده بزرگ كه مسدود شده است را باز كند.پادشاه با تعجب به او نگاه ميكند ونگاه ملتمسانه يانگوم به پادشاه خيره ميشود...... |
موضوعات
» دانلود مستند
» دانلود فیلم و زیر نویس فیلم » روانشناسی » عکسهای بازیگران کره ای » مطالب مذهبی » نرم افزارهای دسکتاپ » آموزش سخت افزارها » عکسهای بازیگران ایرانی » نرم افزارهای جاوا » بازیهای پی سی (کامپیوتر) » عکسهای مناسبتی » موضوعات و شعرهای خنده دار و زیبا » عکسها و تصاویر موبایل » اطلاعات عمومی » شعرهای مختصر و زیبا » نرم افزارهای مسنجر » نرم افزارهای مدیریت دانلود » ترجمه متون و مقاله ها به زبان انگلیسی » بازیهای آیفون و آیپد » نرم افزارهای آیفون و آیپد » آموزشهای آیفون و آیپد » نرم افزارهای هک و جاسوسی » موزیک » نرم افزارهای موبایل » نرم افزارهای کامپیوتر » اس ام اس های روز » اینترنت » آموزش » دانلود کتاب الکترونیکی » ایرانسل » تم های زیبا برای گوشیها » والیپر » تم گوشیهای جاوا » اسکین ها » قرآن کریم » اخبار جدید از دنیای GAME » گالری عکس مانکن » ترفند های کامپیوتر » نرم افزار فارسی » نرم افزار تبديل كننده » نرم افزار فلش » نرم افزار ميکس » نرم افزار فشرده ساز » نرم افزار قفل گذاري » نرم افزار مهندسي » نرم افزار موبايل » نرم افزار موسيقي » نرم افزار مرورگر » نرم افزار هك و كرك » نرم افزار كنترل كننده » نرم افزار كاربردي » نرم افزار گرافيك » نرم افزار پخش كننده » نرم افزارآفيس » نرم افزار آنتي ويروس » نرم افزارهاي امنيتي » نرم افزارهاي پويانمايي » نرم افزارهاي اينترنت » نرم افزار بهينه سازي » نرم افزارهاي بازيابي » نرم افزارهاي تلفن » نرم افزارهاي تلويزيون » نرم افزار آهنگ سازي » نرم افزارهاي رايت » نرم افزارهاي بازي » نرم افزارهاي شبكه » نرم افزارهاي ترجمه » نرم افزار اسكرين سرور » كليپ و رينگتون » كتابهاي الكترونيكي » اسلايدهاي جالب » آموزش نرم افزارها » عكسهاي خنده دار » عكسهاي ورزشي » عكسهاي جالب » عكسهاي عجيب » كاريكاتور » ترفندهاي ياهو مسينجر » ترفند ويندوز » ترفند امنيت » ترفند شبكه » ترفند سخت افزار » ترفند موبايل » ترفند ريجستري » ترفند نرم افزار » اخبار جهان » اخبار ايران » تاريخ ايران زمين » چهره هاي ماندگار » سخنان نغز » لطايف و ظرائف » كلام بزرگان » دين و مذهب » ورزشي » ادبي » علمي » سياسي » نكات ريز خانه داري » بهداشت و تندرستي » اس ام اسهاي جالب » مناسبت روز » وبسايتها و لينكها » ماهواره » كدهاي جاوا » ((--مدل لباس--)) » مطالب جالب » عکس هایی از ایران » عکس هایی دیدنی از خارج » مقاله ها...... » اخبار مربوط به فیلمها و سینما..... » بازیهای موبایل..!! » دیکشنری..... » داستانهای پند آموز و زیبا » گرافیک (عزرائیل) تصاویر من » اخبار مربوط به کامپیوتر و اینترنت آرشیو
» هفته دوم دی 1390
» هفته چهارم آذر 1390 » هفته سوم آذر 1390 » هفته چهارم آبان 1390 » هفته سوم آبان 1390 » هفته اوّل آبان 1390 » هفته چهارم مهر 1390 » هفته سوم مهر 1390 » هفته دوم مهر 1390 » هفته چهارم مرداد 1390 » هفته سوم مرداد 1390 » هفته چهارم تیر 1390 » هفته دوم تیر 1390 » هفته چهارم خرداد 1390 » هفته دوم خرداد 1390 » هفته اوّل اردیبهشت 1390 » هفته سوم فروردین 1390 » هفته دوم فروردین 1390 » هفته چهارم اسفند 1389 » هفته دوم اسفند 1389 » هفته اوّل اسفند 1389 » هفته چهارم بهمن 1389 » هفته سوم بهمن 1389 » هفته دوم بهمن 1389 » هفته چهارم دی 1389 » هفته دوم دی 1389 » هفته اوّل دی 1389 » هفته چهارم آذر 1389 » هفته سوم آذر 1389 » هفته دوم آذر 1389 » هفته اوّل مهر 1389 » هفته چهارم شهریور 1389 » هفته سوم شهریور 1389 » هفته دوم شهریور 1389 » هفته اوّل شهریور 1389 » هفته چهارم مرداد 1389 » آرشيو > » پایگاه تفریحی پاتـــــوق نــــود » وبلاگ اختصاصی "علی نوروزی" » پورتال دانشگاه آزاد تبریز » رتبه بندی سایت » بزرگترين سايت اموزش شعبده بازي (رايگان) » افزایش بازدید وب تا هزاران بصورت رایگان » عکس های کمیاب (pix2pix) » تیراژهای جواهری در قصر!!! » سایت نیک صالحی بسیار پر محتوا و آموزنده |