تبليغاتX
دانلودستان بلاگفا
Why does a?

بهترین ها

لینک دوستان

» وبلاگ اختصاصی "علی نوروزی"
» به سوی خوشبختی (شبنم )
» جراح بلاگفا + ابزار وبمستر + افزايش آمار
» بازیگران بالیوود و زندگینامه آنها
» DJ . Graph
» موزيك تيتراژ برنامه هاي تلوزيوني
» Download for PC
» ورود ممنوع
» دل شکسته
» ساغر
» به کجا چنین شتابان
» korea-groups
» chocolate
» شیرین ترین کلمه دنیا
» love or my love roksana atishpare
» عشق
» شکوفه بهاری
» دل نوشته ها (الهه)
» بهترین ها
» Graphic art
» زیست شناسی جانداران
» ღحرفهای من و ...ღ
» با تو تا ابدیت
» خدا با ماست پس کی با اونهاست
» عشق دست نیافتنی
» سکوت آشنا
» چشم خفته
» گیگا پرشیا
» در دنیای نجوم
» مرکز دانلود رایگان
» سخن سوخته
» درخشش نگاه
» الهم عجل لولیک الفرج
» نه زمان و نه مکان و تنها آنچه که هست
» مجله اینترنتی همراه
» دوستاشتنی ها
» زندگی اجباریست
» شبگرد
» خوشتیپ ترین مرد دنیا
» کابوی تنها
» پاتوق بروبچه باحال شهركي‌
» مدل لباس و عکسهای دیدنی
» مطالب و اس عاشقانه
» وبلاگ فرشید و سهیلا
» دنیای این روزای من
» حرفهای رنگ پریده من
» آتیش آتیش آتیش پاره
» "خانه دانشجو"
» بهترین ها
» عاشقانه (شیرین)
» دست نوشته ها (نیلوفر)
» قرار نبود ...(حجت)
» خانه عشق (سارا)
» عشق خیالی (محسن)
» یا علی (فرهاد)
» خدا عاشق ترینه (محیا)
» ماهی های تزئینی
» تصفیه آب
» عصر جدید
» ظهور یاس
» وبلاگ سرگرمی ابر بیست
» دانلود بازیهای PC
» خانواده
» راه روشن
» بیا پرنده ها
» وقتی از عشق به ...
» **amirmahdimusic**
» لحظه های بارانی

درباره ما


آموزش و ترفند و موبايل و واليپرهاي جديد و داستان و سرگرمی و همچنین دل نوشته
ایجاد کننده وبلاگ : عارف (مدیر)

آخرین مطالب

عارف (مدیر)
شنبه بیست و یکم مهر 1386 -

عزیزان عید همه تون مبارک امیدواریم طاعات و نماز همه شماها در پناه حق قبول باشه!!!!
اینم سانسوری ها!!!!
اولین سانسوری مربوط به زمانی است که یانگوم وافسرمین قصد سوار شدن به قایق را دارند...

قسمت بعدی که یکی از صحنه های زیبای قسمت پنجاه ام سریال جواهری در قصر می باشد زمانی است که افسرمین و یانگوم بر روی برف ها در حال حرکت هستند و یانگوم به افسرمین این جملات را می گوید...

 شما مجبورید همه چیز را به خاطر من رها کنید این قبول است...
شما مجبورید به عنوان یک روستایی به خاطر من زندگی کنید قبول است...
شما مجبورید خاک را با دستانتان لمس کنید ، دستانی که برای نگه داشتن یک قلم مو استفاده می شود  قبول است...
ما ممکن است برای اداره  ی زندگی بر روی گیاهان کار کنیم قبول است...
که در نهایت افسرمین اعلام می کند همه ی این شرایط را قبول دارد...

سانسوری بعدی هنگم عبور از کوهستان به علت سختی راه افسرمین ، یانگوم را بر پشت خود سوار می کند...

هم چنین زمانی که افسرمین و یانگوم توسط نیروهای امنیتی دستگیر می شوند وافسرمین از آنها فرصت می خواهد تا با یانگوم صحبت کند...

قسمت دیگر سانسور مربوط به زمانی است که یانگ دوک و یانگوم در حال صحبت کردن هستند...

یانگ دوک می گوید من بانوی پزشک بودم برای انتقام گرفتن و من تلاش سختی می کردم برای درمان بیماری هااما هرچقدر هم تلاش می کردم من یک زن بودم و من اغلب مجبور بودم تمرین پزشکی کنم بدون اعتماد کامل و وقتی موفق به درمان بیماری ها می شدم ، صاحب منصبان یک جایزه به من می دادند با یک شب خوابیدن پیش من...

سانسوری بعدی مربوط به زایمان یونسنگ است...

عارف (مدیر)
شنبه بیست و یکم مهر 1386 -

در این حین سرپرست پیشکارها وارد می شود واعلام می کند که پرنس کیانگ وون در شرایط بحرانی هستند...

پادشاه و ملکه که از بیماری پرنس اطلاع یافته اند ، پیش پرنس می روند و علت بیماری او را از پزشکان می پرسند...

پادشاه به ملکه می گوید که اگر نگران حال پرنس است چرا مراقبت از پرنس را به یانگوم نمی دهد...

ملکه می گوید چطور می توانم اجازه دهم یک بانوی پزشک از او مراقبت کند ، پادشاه از او می پرسد شما همان کسی نبودید که ارزش قائل شدید برای تلاش یانگوم و به او اجازه دادید من را درمان کند ، ملکه می گوید من به سرپرست پزشکان از قبل مشکوک بودم به همین علت این کار را کردم...

پزشکان قصر به علت وضعی که برای پرنس به وجود آمده تشکیل جلسه می دهند...

افسرمین جانگ هو از یانگوم می پرسد چگونه توانسته به آسانی مقام بانوی پزشک شخصی پادشاه را رها کند...

یانگوم می گوید من نمی توانم این را انجام بدهم در حالی که این مقام بالاتر از استادم است و آسیب می زند به بانو سوک وون...

یانگوم در حال ترک از قصر است که پادشاه او را می بیند و از سرپرست پیشکارها می خواهد او را صدا کند و از یانگوم می خواهد که قصر را ترک نکند...

پادشاه دستور می دهد که مین جانگ هو را به نزد او بیاورند و افسرمین به نزد او می آید و پادشاه علت پافشاری افسرمین مبنی بر استفاده از یانگوم به عنوان بانوی پزشک را جویا می شود...

افسرمین می گوید باید یک شخص را چه مرد و چه زن را در موقعیتی که شایسته اوست قرار داد...

پزشک شین به نزد پادشاه و ملکه می رود واعلام می کند که پرنس مبتلا به آبله شده است...

پزشکان قصر در حال جلوگیری از شیوع بیماری هستند...

یانگوم می تواند بیماری یکی از بچه ها را درمان کند...

یانگ دوک از او می پرسد که چگونه توانسته است این بیماری را درمان کند که یانگوم می گوید من هنوز راه درمان آن را پیدا نکرده ام ، من او را به انتهای بیماری رساندم که یانگ دوک از او می پرسد چگونه توانسته است این کار را بکند که یانگوم می گوید ما تلاش می کردیم تب را کاهش بدهیم وقتی شخص مبتلا است اما من بر عکس این کار را انجام دادم و گذاشتم بیمار تب کند و عرق کند اما هنوز تجویزی برای آن پیدا نکرده ام پس من هنوز راه حلی برای آن نیافته ام...

ملکه به دیدار یانگوم می رود و از او می خواهد که پسرش را درمان کند... 

و یانگوم شروع به درمان پرنس می کند...  

افسرمین به دیدار پادشاه میرود و اعلام می کند که با تصمیم یک شخص گسترش بیماری متوقف شده است و از شیوع آن جوگیری شده است که پادشاه می پرسد چه کسی این تصمیم را گرفته است که افسرمین می گوید آن بانوی پزشک یانگوم...

سرانجام یانگوم می تواند پرنس را درمان کند...

ملکه به یانگوم می گوید که نمی داند چه به او بگوید و به خاطر فرمانی که داده است ابراز تاسف می کند و به اشتباه خود اعتراف می کند و از یانگوم می خواهد او را ببخشد...

پادشاه در جمع وزرا و مقامات قصر اعلام می کند من اعطا می کنم به یانگومی که از شیوع بیماری در شهر جلوگیری کرد و پرنس کیانگ وون را معالجه کرد ، پنجاه و یک کیسه برنج و پانزده توپ پارچه کتان و...

منصوب می کنم او را به عنوان صاحب منصب مرتبه نهم و به عنوان پزشک شخصی من...

این کار باعث مخالفت مقامات می شود و آنها اعلام می کنند که این کار نامعقول است و می گویند یک مقام صاحب منصبی دولت برای یک زن ، مانند فرمانی شبیه صاعقه است در یک روز همه دربار سلطنتی و دولت را می لرزاند...

پادشاه رو به افسرمین می کند و می گوید شما فرمان را اعلام کنید حالا...

مقامات یکبار دیگر به نزد پادشاه می آیند و از او می خواهند از تصمیم خود برگردد ولی پادشاه به افسرمین می گوید که من یانگوم را به عنوان صاحب منصب مرتبه هشتم منصوب می کنم پس بروید و این کار را انجام بدهید...

در این هنگام پزشک شین وارد می شود...

و نوشته ای را به پادشاه تحویل می دهد...

پادشاه از پزشک شین می خواهد که برای همه بگوید چه برای او نوشته است ، پزشک شین می گوید همه پزشکان از جمله خودم و همه بانوان پزشک از داروخانه سلطنتی خواسته شما را قبول خواهیم کرد...

پادشاه علت را از پزشک شین جویا می شود و پزشک شین می گوید من استاد بانوی پزشک یانگوم هستم اما دلیل این که من می خواهم فرمان را دریافت کنم ، رفتار وشخصیت او به عنوان پزشک است او برای نجات زندگی یک بچه دلواپس خودش نبود و برای جلوگیری از مبتلا شدن بچه ها او سریعا اقدامات پیش گیری را انجام داد و برای بهبودی بچه ها او امید را برای اتحاد مردم برای یکی شدن روشن کرد و این دلایلی است که من خواسته شما را قبول کردم...

بازهم مقامات مخالفت را اعلام می کنند که پادشاه اعلام می کند من بانوی پزشک یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه هفتم اعلام می کنم و با مخالفت یکی از مقامات ، پادشاه یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه ششم منصوب می کند... 


 

عارف (مدیر)
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 -

يانگوم!!
یانگوم
                    سايز اصلی

يونسنگ(عکس زيبا)!!!!
یونسنگ
                       سايز اصلی

باز هم يانگوم!!!
یانگوم
                     سايز اصلی
چنگ ، چه لباسی!!!
چنگ!!
                       سايز اصلی

يانگوم با خنده!!!
یانگوم در حالت خنده
                                سايز اصلی

باز هم چنگ اين دفعه با خنده زيبا!!
چنگ

اينها هم يئول عزيز!!!
یئول
                  سايز اصلی

یئول

یئول
                            سايز اصلی

اينها هم افسر مين که عجب با کلاسه!!!!
افسر مین
                      سايز اصلی

افسر مین
                   سايز اصلی

افسر مین
                      سايز اصلی

افسر مین

یانگوم
           سايز اصلی

اين هم بانو هن از دست رفته مان که خيلی از دخترا دوستش دارن!!!
بانو هن
                 
يانگوم در حال تحصيل!!!!
یانگوم محصل

باز هم بانو هن!!
بانو هن
                    سايز اصلی   
  

بانو هن
                            
پشت صحنه بانو هن در لحظه های آخر!!!!
بانو هن در پشت صحنه

بانو هن

بانو هن
                    سايز اصلی

بانو هن در ميان گلهای رز!!!
بانو هن در میان گل
                        سايز اصلی

باز هم يانگوم!!!
یانگوم
                  سايز اصلی

بانو هن!!!
بانو هن










عارف (مدیر)
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 -

یک مدرسه هنگ کنگی از یک سریال تلویزیونی محبوب کره ای که داستان آن در قرن نوزدهم می گذرد، استفاده می کند تا به دانش آموزان مهارتهای زندگی را بیاموزد.

به گزارش خبر گزاری فرانسه مدرسه کاتولیکی یائو ماتایی سریال تلویزیونی محبوب "جواهری در قصر" را به عنوان مدلی برای رشته ای از کلاسها برگزیده است که در شاگردان موقعیتهای زندگی واقعی را بازسازی می کنند و در مورد اینکه شخصیت اصلی داستان چگونه بر آنها غلبه کنند به بحث می پردازند.

پاستی لئونگ، رئیس آموزش مدنی این مدرسه می گوید: "دائه جونگ جئوم" قهرمان زن سریال- آن نوع خصوصیات و ارزشهایی را تجسم می بخشد که ما مایل هستیم ، کودکانمان داشته باشند.

در این سریال "دائه جونگ جئوم" یانگوم- دختر خدمتکاری است که نهایتا به تنها دکتر زن در دربار امپراتوری بدل می شود.

سر سختی و روحیه مصمم این شخصیت یک شبه او را به قهرمانی در میان تماشاگران آسیایی بدل کرد و سال گذشته میلیونها نفر برای دیدن این سریال پای تلویزیون نشاند.

"جواهری در قصر" سهم عمده ای ذر به اصطلاح "موج کره ای" در فرهنگ عامه داشت که سال قبل آسیا را در مدت کوتاهی در بر گرفت و بازیگران کره ای را به مقام ستاره رساند.

لئونگ می گوید:"دائه جونگ جئوم شخصیتی قوی است که هرگز در برابر مشکلات،‌ هر چقدر هم که شدید باشند ، تسلیم نمی شود. او همچنین الگوی خوبی برای دختران است،‌ زیرا او با سلسله مراتب قدرت مرد- مدار و تبعیض زمانه خودش می جنگد.

کانال تلویزیونی کره جنوبی که این سریال را ساخته است، به این مدرسه اجازه داده است تا تکه های 5 دقیقه ای از فیلم را در کلاس استفاده کند.

لئونگ می گوید: شاگردان ما در موقیتهای حل مسئله در نقش شخصیتهای سریال بازی می کنند و در فواصل تکه های فیلم واقعی به نمایش در می آید.

این شیوه به ما امکان می دهد تا از این سریال به عنوان یک ماده آموزشی و نیز به عنوان بخشی از برنامه کلاس فیلم سازی مان استفاده کنیم.

منبع: مجله نور

عارف (مدیر)
چهارشنبه هجدهم مهر 1386 -

پادشاه در حضور وزرا یانگوم را به عنوان بانوی پزشک انتخاب می کند که این کار باعث مخالفت وزرا می شود اما پادشاه اعلام می کند یانگوم از این به بعد پزشک شخصی من خواهد بود...

 

افسرمین و یانگوم که تصمیم خود را مبنی بر ترک قصر گرفته اند ، قصر را ترک می کنند...

 

وزرا و مقامات که از تصمیم شاه متعجب شده اند جلسه ای تشکیل می دهند...

 

ماموران امنیتی که در حال جستجوی یانگوم و افسرمین می باشند موفق می شوند که آنها را پیدا کنند...

 

یانگوم و افسرمین به قصر بازگردانده می شوند...

یانگوم که از موضوع فرمان پادشاه آگاه شده است ، نمی داند چه تصمیمی بگیرد...

 

یانگوم به دیدار ملکه می رود...

 

ملکه به یانگوم می گوید که از فرمانش بازنخواهد گشت و او باید بانوی همراه او باشد و به او کمک کند و پادشاه قادر نخواهد بود چنین کاری را انجام دهد اگر او دستور پادشاه را رد کند...

 

وزرا و مسئولین به دیدار پادشاه می روند و اعلام می کنند که مردم و مسئولین مخالف این کار هستند ، که پادشاه اعلام می کند که یانگوم فردی بوده است که ملکه مادر ، ملکه و من را درمان کرده است پس او شایسته این کار است...

 

و از یانگوم که به دیدن پادشاه رفته است ، می خواهد که پزشک شخصی اش باشد واین فرمان را قبول کند...

 

یانگوم فرمان پادشاه را قبول می کند...

 

ملکه مادر که با این کار مخالف است پیش پادشاه می رود و می گوید که این اتفاق نمی تواند بیفتد بر اساس قوانین چوسان و از پادشاه می خواهد که تصمیم خود را پس بگیرد...

 

پزشک شین استعفای خود را تقدیم وزیر می کند...

 

یانگوم در این حین وارد می شود و متوجه استعفای پزشک شین می شود و به دیدار او می رود و از او طلب بخشش می کند...

 

پزشک شین اعلام می کند یک پزشک که بیمار به او اعتماد ندارد یک پزشک نیست و مسئله این نیست که آیا او یک زن است یا یک مرد و این دلیل استعفای من است...

 

ملکه مادر که متوجه شده است که یونسنگ از پادشاه خواسته است مخفیانه با یانگوم دیدار داشته باشد او را به نزد خود فرا می خواند و از او می پرسد که آیا این موضوع حقیقت دارد...

یونسنگ اعلام می کند این درست است که ملکه مادر عصبانی می شود و می گوید که چرا این کار را کرده و انگیزه اش از این کار چه بوده است و آیا می خواهد با این کارها ملکه شود...

یونسنگ اعلام می کند که هرگز به این موضوعات فکر نکرده است...

که در این هنگام ملکه از ملکه مادر می خواهد که آرام باشد زیرا یونسنگ حامله است...

وضعیت جسمانی یونسنگ در راه بازگشت خراب می شود و چنگ به سراغ یانگوم می رود ویانگوم پیش یونسنگ می رود و اعلام می کند که این یک تولد نابهنگام است...

سرپرست پیشکار ها به نزد پادشاه می رود و موضوع زایمان یونسنگ را به پادشاه اطلاع می دهد که پادشاه می گوید این یک تولد نابهنگام است و جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید که به خاطر فشار خون بالا او و نوزادش در خطر هستند ، سرپرست پیشکارها به پادشاه می گوید که ملکه مادر فهمیدند که شما و یانگوم در مقر بانو سوک وون دیدار کرده اید به همین منظور یونسنگ را صدا کرده بودند که این دیدار باعث بد شدن حال بانو سوک وون شد...

نوزاد یونسنگ به دنیا می آید اما حال یونسنگ خراب می شود که با تلاش یانگوم حال او نیز خوب می شود...

یانگوم به افسرمین می گوید که قصد دارد پیشنهاد پادشاه را رد کند اما افسرمین با این کار او مخالفت می کند...

سرپرست پیشکارها دنیا آمدن نوزاد یونسنگ را به اطلاع پادشاه می رساند که پادشاه می گوید پس او یک پرنس به دنیا آورده است که سرپرست پیشکارها می گوید بله او یک پرنس به دنیا آورده است...

هم چنین پادشاه جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید نفس او یک بار قطع شد اما با تلاش یانگوم این مشکل رفع شد...

یونسنگ به هوش می آید و یانگوم نوزاد او را به او می دهد که یونسنگ از او به خاطر این که جان او و فرزندش را نجات داده است از او تشکر می کند...

یانگوم به دیدن پادشاه می رود و از پادشاه می خواهد که فرمانش را پس بگیرد واعلام می کند او نمی تواند پزشک شخصی او باشد...

در این حین سرپرست پیشکارها وارد می شود واعلام می کند که پرنس کیانگ وون در شرایط بحرانی هستند...

موضوعات

» دانلود مستند
» دانلود فیلم و زیر نویس فیلم
» روانشناسی
» عکسهای بازیگران کره ای
» مطالب مذهبی
» نرم افزارهای دسکتاپ
» آموزش سخت افزارها
» عکسهای بازیگران ایرانی
» نرم افزارهای جاوا
» بازیهای پی سی (کامپیوتر)
» عکسهای مناسبتی
» موضوعات و شعرهای خنده دار و زیبا
» عکسها و تصاویر موبایل
» اطلاعات عمومی
» شعرهای مختصر و زیبا
» نرم افزارهای مسنجر
» نرم افزارهای مدیریت دانلود
» ترجمه متون و مقاله ها به زبان انگلیسی
» بازیهای آیفون و آیپد
» نرم افزارهای آیفون و آیپد
» آموزشهای آیفون و آیپد
» نرم افزارهای هک و جاسوسی
» موزیک
» نرم افزارهای موبایل
» نرم افزارهای کامپیوتر
» اس ام اس های روز
» اینترنت
» آموزش
» دانلود کتاب الکترونیکی
» ایرانسل
» تم های زیبا برای گوشیها
» والیپر
» تم گوشیهای جاوا
» اسکین ها
» قرآن کریم
» اخبار جدید از دنیای GAME
» گالری عکس مانکن
» ترفند های کامپیوتر
» نرم افزار فارسی
» نرم افزار تبديل كننده
» نرم افزار فلش
» نرم افزار ميکس
» نرم افزار فشرده ساز
» نرم افزار قفل گذاري
» نرم افزار مهندسي
» نرم افزار موبايل
» نرم افزار موسيقي
» نرم افزار مرورگر
» نرم افزار هك و كرك
» نرم افزار كنترل كننده
» نرم افزار كاربردي
» نرم افزار گرافيك
» نرم افزار پخش كننده
» نرم افزارآفيس
» نرم افزار آنتي ويروس
» نرم افزارهاي امنيتي
» نرم افزارهاي پويانمايي
» نرم افزارهاي اينترنت
» نرم افزار بهينه سازي
» نرم افزارهاي بازيابي
» نرم افزارهاي تلفن
» نرم افزارهاي تلويزيون
» نرم افزار آهنگ سازي
» نرم افزارهاي رايت
» نرم افزارهاي بازي
» نرم افزارهاي شبكه
» نرم افزارهاي ترجمه
» نرم افزار اسكرين سرور
» كليپ و رينگتون
» كتابهاي الكترونيكي
» اسلايدهاي جالب
» آموزش نرم افزارها
» عكسهاي خنده دار
» عكسهاي ورزشي
» عكسهاي جالب
» عكسهاي عجيب
» كاريكاتور
» ترفندهاي ياهو مسينجر
» ترفند ويندوز
» ترفند امنيت
» ترفند شبكه
» ترفند سخت افزار
» ترفند موبايل
» ترفند ريجستري
» ترفند نرم افزار
» اخبار جهان
» اخبار ايران
» تاريخ ايران زمين
» چهره هاي ماندگار
» سخنان نغز
» لطايف و ظرائف
» كلام بزرگان
» دين و مذهب
» ورزشي
» ادبي
» علمي
» سياسي
» نكات ريز خانه داري
» بهداشت و تندرستي
» اس ام اسهاي جالب
» مناسبت روز
» وبسايتها و لينكها
» ماهواره
» كدهاي جاوا
» ((--مدل لباس--))
» مطالب جالب
» عکس هایی از ایران
» عکس هایی دیدنی از خارج
» مقاله ها......
» اخبار مربوط به فیلمها و سینما.....
» بازیهای موبایل..!!
» دیکشنری.....
» داستانهای پند آموز و زیبا
» گرافیک (عزرائیل) تصاویر من
» اخبار مربوط به کامپیوتر و اینترنت
 

Theme Design By JAHANNET.IR