تبليغاتX
دانلودستان بلاگفا
Why does a?

بهترین ها

لینک دوستان

» وبلاگ اختصاصی "علی نوروزی"
» به سوی خوشبختی (شبنم )
» جراح بلاگفا + ابزار وبمستر + افزايش آمار
» بازیگران بالیوود و زندگینامه آنها
» DJ . Graph
» موزيك تيتراژ برنامه هاي تلوزيوني
» Download for PC
» ورود ممنوع
» دل شکسته
» ساغر
» به کجا چنین شتابان
» korea-groups
» chocolate
» شیرین ترین کلمه دنیا
» love or my love roksana atishpare
» عشق
» شکوفه بهاری
» دل نوشته ها (الهه)
» بهترین ها
» Graphic art
» زیست شناسی جانداران
» ღحرفهای من و ...ღ
» با تو تا ابدیت
» خدا با ماست پس کی با اونهاست
» عشق دست نیافتنی
» سکوت آشنا
» چشم خفته
» گیگا پرشیا
» در دنیای نجوم
» مرکز دانلود رایگان
» سخن سوخته
» درخشش نگاه
» الهم عجل لولیک الفرج
» نه زمان و نه مکان و تنها آنچه که هست
» مجله اینترنتی همراه
» دوستاشتنی ها
» زندگی اجباریست
» شبگرد
» خوشتیپ ترین مرد دنیا
» کابوی تنها
» پاتوق بروبچه باحال شهركي‌
» مدل لباس و عکسهای دیدنی
» مطالب و اس عاشقانه
» وبلاگ فرشید و سهیلا
» دنیای این روزای من
» حرفهای رنگ پریده من
» آتیش آتیش آتیش پاره
» "خانه دانشجو"
» بهترین ها
» عاشقانه (شیرین)
» دست نوشته ها (نیلوفر)
» قرار نبود ...(حجت)
» خانه عشق (سارا)
» عشق خیالی (محسن)
» یا علی (فرهاد)
» خدا عاشق ترینه (محیا)
» ماهی های تزئینی
» تصفیه آب
» عصر جدید
» ظهور یاس
» وبلاگ سرگرمی ابر بیست
» دانلود بازیهای PC
» خانواده
» راه روشن
» بیا پرنده ها
» وقتی از عشق به ...
» **amirmahdimusic**
» لحظه های بارانی

درباره ما


آموزش و ترفند و موبايل و واليپرهاي جديد و داستان و سرگرمی و همچنین دل نوشته
ایجاد کننده وبلاگ : عارف (مدیر)

آخرین مطالب

عارف (مدیر)
شنبه سیزدهم مرداد 1386 -

오나라 오나라 아주 오나 ترجمه: اگر تقاضا کنم که بیاید ، آیا او واقعاً می‌آید؟
가다라 가다라 아주 가나 ترجمه: اگر تقاضا کنم برود ، آیا او واقعاً می‌رود؟

나나니 다려도 못 노나니 ترجمه: حتی اگر تا ابد منتظر بمانم ، ما نمی‌توانیم با هم باشیم.

아니리 아니리 아니 노네 ترجمه: نه . نه . «بودن» معنی نمی‌دهد.

오지도 못하나 다려가마 ترجمه: حال که نمی‌توانی اینجا بیایی ، در عوض مرا به پیش خود ببر.

عارف (مدیر)
شنبه سیزدهم مرداد 1386 -

سو یانگوم بازیگر؛لی یونگ آ ئه
بانویی باهوش که طبیعتی برونگرا دارد و با این خصلت به راحتی با آدم‌های اطرافش کنار می‌آید. او به رغم مشکلات زیادی که در قصر متحمل شده همچنان با اراده به اهداف خود پایبند است و دست از تلاش برنمی دارد. با همین اراده محکم است که از ارتکاب به اشتباه هم نمی‌ترسد و خطرهای زیادی را بر خود هموار می‌کند. آنچه شخصیت وی را از دیگر قهرمانان سریال‌های کره‌ای متمایز می‌کند این است که به رغم مهربان و خوش قلب بودن انسان است و به همین دلیل ممکن است از عده‌ای متنفر و حتی نسبت به آنان انتقام جو باشد. انسانی با محاسن و معایب و به عبارت دیگر واقعی و نه انسانی یک بعدی و ساختگی.
مین جانگو بازیگر؛جی جین هی
مردی تحصیلکرده با ضریب هوشی بالا که تحصیلات قابل توجه اش را با هنرهای رزمی آمیخته‌است. او که یک بار توسط یانگوم نجات یافته تحت تاثیر هوش و استعداد یانگوم و میل وافر وی به یادگیری قرار دارد. مین بارها جان خودش را به خاطر یانگوم به خطر می‌اندازد.

او را می‌توان یک جنتلمن واقعی توصیف کرد. او همیشه نگران و مراقب یانگوم است. هر زمان که یانگوم به تکیه گاهی نیاز داشته باشد مین در کنار اوست. وقتی یانگوم را به جزیره می‌فرستند مین از سمتش استعفا می‌دهد تا در کنار یانگوم باشد و یا وقتی پروتکل را نقض می‌کند تا به روستای قرنطینه شده نزد یانگوم برود.
چویی گیومیونگ بازیگر؛ هنگ ری نا
او دختری پرخاشجو، سرشار از جاه طلبی و رقیب همیشگی و سرسخت یانگوم است. هر چند عضو طایفه چوی به شمار می‌رود شیوه چوی را قبول ندارد و هنوز راه شخصی اش را پیدا نکرده به هویتی مستقل نرسیده‌است. هوش و استعداد و توانایی‌هایش اغلب او را با یانگوم شاخ به شاخ می‌کند و همیشه هم سعی دارد از یانگوم برتر باشد. اما غرور و طبقه اجتماعی اش قضاوت‌های او را تحت تاثیر قرار می‌دهد و همین مساله او را از رقیبش عقب می‌اندازد. بنابراین برایش راحت تر است که از یانگوم متنفر باشد هر چند که در نهان استقلال و توانایی‌های او را تحسین می‌کند. اما در پایان زمانی که یانگوم او و طایفه چوی را رسوا می‌سازد غیرمستقیم از یانگوم تشکر می‌کند که آزادی اش را به وی برگردانده‌است. می‌شود گفت این دو در شرایطی دیگر می‌توانستند دوستان خوبی برای هم باشند.
هان سانگ گونگ- بازیگر؛ یانگ می‌کیونگ
آدم مستعدی در هنر آشپزی که می‌تواند در هر غذا عناصر تشکیل دهنده آن را به راحتی تشخیص دهد. شخصیتی بسیار جدی و دقیق که هیچ چیز نمی‌تواند مانع رسیدن وی به اهدافش شود. به رغم داشتن طبیعتی لجوج و سرکش، قلبی مهربان دارد که همزمان نقش معلمی سختگیر و مادری مهربان را برای یانگوم ایفا می‌کند.
چوی سانگ گونگ- بازیگر؛ کیون می‌ری
اهل خانواده‌ای از طبقه بالای جامعه که از جوانی فوت و فن آشپزی را یاد گرفته‌است. ذاتاً پرافاده و مغرور است و همه چیز را از ورای غرورش می‌بیند. برای رسیدن به اهدافش دست به هر کاری می‌زند و تا به مقصودش نرسد دست بردار نیست. هم در افکار و هم در عمل تیز است و بنابراین همیشه یک پله از یانگوم و هان جلوست. میل شدید وی به قدرت و ارتباطات قوی خانواده اش در دربار سرانجام زندگی وی را به ترا ژدی مبدل کرد.

عارف (مدیر)
شنبه سیزدهم مرداد 1386 -

این مجموعه طولانی ۵۴ قسمتی بر اساس ماجرای واقعی زنی ساخته شده که اولین و احتمالاً تنها زنی ا ست که نامش در تاریخ به عنوان پزشک خصوصی پادشاه ثبت شده‌است. ماجرا در زمان سلسله جوسون می‌گذرد زمانی که جامعه مشخصاً سیستم طبقاتی دارد و سنت‌های مرد سالارانه بر آن حکمفرماست. این دوره از تاریخ هر چند از نظر اقتصادی در وضعیت مساعدی به سر می‌برد اما به دلیل درگیری‌های داخلی بر سر قدرت میان خانواده سلطنتی و دولت از ثبات سیاسی برخوردار نیست. در میانه این کشمکش و هرج و مرج داستان زندگی دختری نقل می‌شود که نه از طریق داشتن ارتباط با سران قدرت بلکه از طریق بخشندگی و برخورداری از روحیه شکست ناپذیر قصد دارد لقب یانگ گوم (یانگوم) بزرگ را از جانب شخص پادشاه دریافت کند.

والدین یانگ اصالتاً اهل دربار بوده‌اند. پدرش مامور پادشاه بود که وظیفه اجرای حکم مرگ ملکه با مسموم کردن را به عهده وی نهاده بودند. این واقعه چنان وی را تحت تاثیر قرار داد که از پستش استعفا و پایتخت را ترک کرد. مادرش یک گونگ نو یا دختر قصر بود که در قصر آشپزی می‌کرد اما متاسفانه شاهد وقوع جرمی از سوی دختر دیگری در قصر شد و آن را گزارش کرد. اما جنایتکاران برای اینکه از سکوت وی در این مورد مطمئن شوند سعی داشتند او را در خارج از قصر به قتل برسانند و بهترین دوست وی را نیز مجبور کردند در این قتل همراهی شان کند اما او با استفاده از زهری که قبلاً استفاده شده بود کارشان را خراب کرد. مادر یانگ تا دم مرگ پیش رفت اما با کمک همسرش که از شهر فرار کرده بود از مرگ نجات یافت و آنها دوباره همدیگر را پیدا کردند. در این زمان شاهزاده که مادرش مسموم شده بود به سلطنت رسید و نخستین کارش انتقام گرفتن از کسی بود که در قتل مادرش دست داشت. در نتیجه دربه دری‌های خانواده یانگ آغاز شد. مدام در حال حرکت بودند و هویت واقعی شان را از ماموران دولتی مخفی نگه می‌داشتند. پس از گذشت چند سال بالاخره پدر و پس از چندی هم مادر یانگ دستگیر و کشته شدند. یانگ در آن زمان شش، هفت سال داشت. آخرین آرزوی مادر یانگ این بود که یانگ در صورت تمایل خودش به قصر برگردد و بزرگترین سرآشپز قصر شود تا از این طریق به کتاب یادداشت‌های سرآشپز دست پیدا کند و بی عدالتی‌های قصر را در آن بنویسد و به نسل‌های آینده منتقل کند.

و اینگونه سفر یانگ کوچک و یتیم آغاز می‌شود. یک زوج خوش قلب اما از طبقه نسبتاً پایین جامعه سرپرستی وی را به عهده می‌گیرند.

یانگ در هشت سالگی وارد قصر می‌شود تا در بخش آشپزی قصر کار کند. در آنجا دوستان و همچنین رقبایی پیدا می‌کند. وی با چوی گوم جوان که عضو خانواده چوی است هم دوست می‌شود. چوی گوم که از کودکی تعلیم علم و دانش دیده در آشپزی بسیار ماهر است و قابلیت این را دارد که به بزرگترین سرآشپز تبدیل شود. خانواده چوی از قدرت زیادی در قصر برخوردار است و طی پنج نسل گذشته سر آشپزان بزرگی را در خود پرورش داده‌است. با همین پیش زمینه‌است که چوی گوم جوان چنین مسوولیتی را می‌پذیرد و با کودکی اش وداع می‌کند. آشپزان قصر همچون زنان پادشاه هستند و نمی‌توانند بی اجازه ازدواج کنند.

کنجکاوی‌ها و پافشاری‌های یانگوم برایش دردسر درست می‌کند و باعث می‌شود مدام با بالادستی‌هایش درگیر باشد. یانگوم از سر اتفاق شاگرد هان (بهترین دوست مادرش) می‌شود اما هیچ کدام از این ارتباط خبر ندارند. هر چند هان از یانگوم خوشش می‌آید اما وقتی یانگ از او می‌پرسد چطور می‌تواند بزرگترین سرآشپز باشد رابطه شان سرد می‌شود. قتل مادر یانگوم، هان را نسبت به کسانی که جاه طلبند بدبین کرده‌است. او در فهم خواسته یانگوم دچار سوء تفاهم شده و از این پس با او به سردی برخورد می‌کند. یانگوم طی سال‌ها کار در دربار و با خلاقیتی که دارد به یکی از بهترین آشپزان آنجا تبدیل می‌شود. در این مدت اتفاقاتی رخ می‌دهد که یانگوم و هان را به رقبای سرسخت چوی و گام یینگ در آشپزخانه تبدیل می‌کند.

یانگوم و هان به درجات بالا می‌رسند و هان بزرگترین سرآشپز قصر می‌شود. اما هیچ یک از این موفقیت‌ها او را به اندازه وقتی که به ارتباط نزدیکش با یانگ پی می‌برد، خوشحال نمی‌کند. وی پس از سال‌ها افسوس و اندوه برای مادر یانگ می‌فهمد که بهترین دوستش در تمام این سال‌ها دخترش را در کنار او قرار داده‌است. یانگ و هان خیلی زود متوجه می‌شوند که طایفه چوی عامل قتل پدر و مادر یانگ بوده‌اند. متاسفانه چوی شانگ و گوم یینگ نیز می‌فهمند و به ارتباط میان خودشان پی می‌برند و سعی دارند برای خلاصی از گذشته و پوشاندن قتل غیرقانونی یک دختر دربار با هم همراه شوند تا اینکه فرصتی برایشان پیش می‌آید. پادشاه بر اثر خوردن غذایی که یانگ و هان برایش درست کرده‌اند بیمار می‌شود و این دو به اشتباه به مسموم کردن پادشاه و خیانت بزرگ متهم می‌شوند. با وساطت و کمک مین ژانگ از حکم اعدام نجات می‌یابند اما به جزیره‌ای دورافتاده تبعید می‌شوند.

بر اثر ضعف حاصل از شکنجه‌ها هان در راه سفر به جزیره می‌میرد و یانگ که بسیار اندوهگین است چندین بار سعی در فرار دارد. مین ژانگ که از عدم کفایت خود و مرگ هان احساس گناه می‌کند به دنبال یانگ به جزیره می‌رود. مین، ژانگ یانگ را قانع می‌کند که بماند و به دنبال راه حلی باشد.

یانگ که می‌داند فقط به عنوان یک پزشک کارآزموده می‌تواند وارد دربار شود تصمیم می‌گیرد که پزشک شود. سرانجام با کمک‌های مین، خانواده‌ای که او را به فرزندخواندگی پذیرفته بودند و همچنین دوستان جدیدش دوباره به قصر راه می‌یابد. از اینجا به بعد به خاطر درگیری‌های قدرت در میان خانواده سلطنتی ماجراها کمی پیچیده می‌شود. یانگ در افشای حق می‌کوشد، خانواده چوی از هم می‌پاشد و چوی شانگ خودکشی می‌کند. سرانجام یانگ به محرم اسرار پادشاه و پزشک مخصوص وی تبدیل می‌شود. پادشاه مین یانگ را تبعید می‌کند اما پس از مرگ پادشاه مین و یانگوم با هم ازدواج می‌کنند. آنها نیز مانند پدر و مادر یانگوم زندگی کولی واری را در پیش می‌گیرند و هر چند پس از مدتی ملکه از آنها دعوت می‌کند به قصر بیایند آنها تصمیم می‌گیرند از سیاست کناره گیری کنند.

عارف (مدیر)
شنبه سیزدهم مرداد 1386 -

طبق مدارک و شواهد بدست آمده از سلسله یو سون ، فردی به اسم یانگ گوم در تاریخ وجود داشته‌است .
اما اکثر شواهد و مدارک مختصر و کوتاه بوده‌اند . عده‌ای نیز معتقدند که یانگ گوم اولین زنی بوده که در طول تاریخ کره به عنوان پزشک دربار به کار گرفته شد.

عارف (مدیر)
شنبه سیزدهم مرداد 1386 -

  • لی یونگ ئه (به کره‌ای: 이영애) در نقش سو یانگوم

  • جی جین هی (به کره‌ای: 지진희) در نقش مین جانگو

  • ایم هو (به کره‌ای: 임호) در نقش یونگ یُنگ

  • هُنگ ری نا (به کره‌ای: 홍리나) در نقش گیومیونگ

  • یانگ می‌گیونگ (به کره‌ای: 양미경) در نقش بانو هِن

  • کیون می‌ری (به کره‌ای: 견미리) در نقش بانو چویی

  • پارک ایون هیه (به کره‌ای : 박은혜) در نقش یون سِنگ

عارف (مدیر)
شنبه سیزدهم مرداد 1386 -

 بانو چویی که در ابتدا از درمان توسط یانگوم خودداری می کند ولی با وجودیکه گیومیونگ یانگوم را از درمان بانو چویی نفی می کند مادام چویی در نهایت تصمیم می گیرد که یانگوم او را مداوا کند!

یانگوم ، بانوچویی را مداوا می کند


او به گیومیونگ می گوید چرا زمانیکه کاری نکردم از یانگوم بترسم! و حتی یانگوم را با گفتن حرف هایی در مورد بانو هن تحریک می کند بطوریکه شاید یانگوم لحظه ای قصد می کند او را با طب سوزنی به هلاکت برساند

لحظه ای یانگوم فکر انتقام به سرش می زند


ولی هرگز چنین نمی کند! و از بانو هن می خواهد تا او را هدایت کند بطوریکه بتواند از راهی صحیح انتقام بگیرد...

و سرانجام یانگوم پزشکی را ابزاری برای انتقام قرار نمی دهد


وزیر اوگیومو که از دست افسر مین جانگ هو بسیار عصبانی بود او را متهم به ترک وظیفه خود ، فقط برای نجات جان یک پزشک بانو نمود و گزارشی بر علیه وی تقدیم شاه می کند...

استیضاح افسر مین جانگ هو

گزارشی در مورد شهر طاعون زده


به طوری که افسر مین جو بر کنار می شود!
با این وجود مردم افسر مین جو را دوره می کنند و به او می گویند که پس از آن بیماری آذوقه ای برای خوردن ندارند! ولی متوجه می شوند که افسر مین بر کنار شده و نمی تواند دستوری صادر کند... ولی افسر مین به مردم قول می دهد تا رئیس افسران منطقه را ملاقات کند..

مردم افسر مین را احاطه می کنند


وزیر چپ ، گزارشی دقیق از عملکرد مین جو به شاه تقدیم می کند و شاه که متوجه ماجرا می شود افسر مین جو را دوباره به کار خود بر می گرداند و حتی به خواستار ارتقای درجه وی می شود...

شاه مین جو را دوباره منصوب می کند


و سرپرست پزشکان بانو ، از یانگوم می خواهد علت سرپیچی از دستورات را بگوید ولی یوئلی سخت ادعا می کند که فرمان را به یانگوم درست ابلاغ کرده است..
جودونگ که دستور یوئلی مبتنی بر رفتن از شهر را شنیده بود با اصرار شین بی ، موضوع را به رئیش پزشکان اطلاع می دهد ولی پزشکان تصور می کنند که یانگوم از آن ها خواسته تا چنین بگویند...
در نهایت سرپرست پزشکان با اشاره به این نکته که قبل از آمدن یانگوم این دردسرها وجود نداشته او را به دفتر خدمات شهری می فرستد!

یانگوم قصد عزیمت به دفتر خدمات شهری را دارد


یانگوم در نیمه راه افسر مین جو را می بیند.. افسر مین جو با شنیدن ماجرا از یانگوم می خواهد که از رفتن منصرف شود و همراه وی برود...

یانگوم در نیمه راه مین جو را می بیند


افسر مین جو ، یانگوم را به پیش سرپرست پزشکان می برود و به سرپرست پزشکان اعلام می کند که لازم نیست یانگوم را به خدمات شهری بفرستد...

افسر مین به سرپرست پزشکان دستور می دهد!


سرپرست پزشکان به مین جو اعلام می کند که این امر در حیطه مسئولیت های او است و وی حق دخالت ندارد... ولی دکتر شین اعلام می کند که افسر مین جو ارتقای درجه گرفته و اکنون صاحب منصب دوم داروخانه است!

سرپرست پزشکان تعچب می کند


با وجودیکه یوئلی در کار خود موفق نمی شود بانو چویی پاداش شرط شده یوئلی را به او می دهد و از او می خواهد تا در ازای این پاداش در خدمت او باشد..

مادام چویی ، پاداش یوئلی را می دهد!


در همین موقع ، داگو و همسرش به یانگوم خبر می دهند که یونسنگ حامله است...

خبر حاملگی یونسنگ به یانگوم می رسد


زمانیکه بانوان دربار می شنوند که یونسنگ فرزند شاه را همراه دارد ، برای عذرخواهی به خاطر کم محلی های خود به پیش او می روند و رفتار همه با او متفاوت می شود!

بانوان پزشک از یونسگ عذرخواهی می کنند


یانگرو با هدایایی نزد یونسنگ می آید و از او خواهش می کند که بانوی ملازم او شود ولی یونسنگ به او اطلاع می دهد که بانوی ملازم را انتخاب کرده ام و او بانو مین است!

یانگرو هدایایی به یونسنگ تقدیم می کند


با توجه به افزایش درجه بانو یونسنگ ، بانوی اول موظف می شود تا برای او غذا تهیه کند و یونسنگ نیز که هنوز کینه گیومیونگ را در دل داشت ، از غذای او بار ها شکایت می کند و او را مجبور می کند بارها غذا را تغییر دهد!

بانوی اول برای یونسنگ غذا می پزد


بدین ترتیب ملکه دستور می دهد تا برای یونسنگ که فرزند شاه را در شکم دارد جشن ویژه ای برگزار شود...

جشنی برای یونسنگ


و بانوی اول و بانو چویی مجبور می شوند تا مراسم احترام و تشکر را نسبت به او به جای آورند... یونسنگ به آنها می گوید جداً که نمی توان به آینده مطمئن بود! تا دیروز چه کسی فکر می کرد بانوچویی به من تبریک بگوید! اگر بانو یونگ اینجا بود حسابی لذت می برد!

بانوان چویی در مراسم احترام و تقدیر از یونسنگ


خاندان چویی که موقیعت خود را بسیار متزلزل می بینند از اینکه مبادا یونسنگ فرزند پسری بدنیا بیاورد شدیداً هراس زده اند بطوریکه اینبار به جای یانگوم در پی نقشه ای برای یونسگ هستند!
یونسنگ از یانگوم می خواهد تا پزشک شخصی وی شود ولی پزشکان تصمیم می گیرد یو ئلی این کار را انجام دهد!
در این وضعیت یوئلی به یانگوم می گوید که اشتباه کرده و بسیار احمق بوده که با او مبارزه کرده و لطفاً دیگر او را تحریک نکند...

یوئلی می گوید اشتباه کردم


بانو چویی که منتظر چنین فرصتی بود از یوئلی می خواهد به نحوی بچه یونسنگ را نابود کند...

درخواست بانو چویی از یوئلی برای نابودی بچه شاه


یوئلی که در نبض بانو یونسنگ احساس فشارخون بالا را مشاهده می کند بر خلاف معمول داروی نامناسبی که برای کم خونی است و سبب شدت بیماری می شود به او تجویز می کند تا بچه او سقط شود..
بانو مین از یانگوم می خواهد تا یواشکی سری به بانو یونسنگ بزند زیرا بانو یونسنگ وقتی یوئلی را می بیند با وجود تلاش یوئلی بی تابی می کند... یانگوم نیز این درخواست را می پذیرد...
ولی متوجه علائمی مشکوک می شود و هنگامیکه نبض او را معاینه می کند متوجه فشار خون بالای یونسنگ می شود...

یانگوم به فشار خون بالای یونسنگ پی می برد


او برای اطمینان یکبار دیگر علایم کامل فشار خون بالا و پایین را از استاد شین می پرسد...

یانگوم علایم فشار خون را از استاد شین می پرسد


و جان یونسنگ و فرزندش را سخت در خطر می بیند...

یانگوم جان یونسنگ و فرزند شاه را سخت در خطر می بیند

موضوعات

» دانلود مستند
» دانلود فیلم و زیر نویس فیلم
» روانشناسی
» عکسهای بازیگران کره ای
» مطالب مذهبی
» نرم افزارهای دسکتاپ
» آموزش سخت افزارها
» عکسهای بازیگران ایرانی
» نرم افزارهای جاوا
» بازیهای پی سی (کامپیوتر)
» عکسهای مناسبتی
» موضوعات و شعرهای خنده دار و زیبا
» عکسها و تصاویر موبایل
» اطلاعات عمومی
» شعرهای مختصر و زیبا
» نرم افزارهای مسنجر
» نرم افزارهای مدیریت دانلود
» ترجمه متون و مقاله ها به زبان انگلیسی
» بازیهای آیفون و آیپد
» نرم افزارهای آیفون و آیپد
» آموزشهای آیفون و آیپد
» نرم افزارهای هک و جاسوسی
» موزیک
» نرم افزارهای موبایل
» نرم افزارهای کامپیوتر
» اس ام اس های روز
» اینترنت
» آموزش
» دانلود کتاب الکترونیکی
» ایرانسل
» تم های زیبا برای گوشیها
» والیپر
» تم گوشیهای جاوا
» اسکین ها
» قرآن کریم
» اخبار جدید از دنیای GAME
» گالری عکس مانکن
» ترفند های کامپیوتر
» نرم افزار فارسی
» نرم افزار تبديل كننده
» نرم افزار فلش
» نرم افزار ميکس
» نرم افزار فشرده ساز
» نرم افزار قفل گذاري
» نرم افزار مهندسي
» نرم افزار موبايل
» نرم افزار موسيقي
» نرم افزار مرورگر
» نرم افزار هك و كرك
» نرم افزار كنترل كننده
» نرم افزار كاربردي
» نرم افزار گرافيك
» نرم افزار پخش كننده
» نرم افزارآفيس
» نرم افزار آنتي ويروس
» نرم افزارهاي امنيتي
» نرم افزارهاي پويانمايي
» نرم افزارهاي اينترنت
» نرم افزار بهينه سازي
» نرم افزارهاي بازيابي
» نرم افزارهاي تلفن
» نرم افزارهاي تلويزيون
» نرم افزار آهنگ سازي
» نرم افزارهاي رايت
» نرم افزارهاي بازي
» نرم افزارهاي شبكه
» نرم افزارهاي ترجمه
» نرم افزار اسكرين سرور
» كليپ و رينگتون
» كتابهاي الكترونيكي
» اسلايدهاي جالب
» آموزش نرم افزارها
» عكسهاي خنده دار
» عكسهاي ورزشي
» عكسهاي جالب
» عكسهاي عجيب
» كاريكاتور
» ترفندهاي ياهو مسينجر
» ترفند ويندوز
» ترفند امنيت
» ترفند شبكه
» ترفند سخت افزار
» ترفند موبايل
» ترفند ريجستري
» ترفند نرم افزار
» اخبار جهان
» اخبار ايران
» تاريخ ايران زمين
» چهره هاي ماندگار
» سخنان نغز
» لطايف و ظرائف
» كلام بزرگان
» دين و مذهب
» ورزشي
» ادبي
» علمي
» سياسي
» نكات ريز خانه داري
» بهداشت و تندرستي
» اس ام اسهاي جالب
» مناسبت روز
» وبسايتها و لينكها
» ماهواره
» كدهاي جاوا
» ((--مدل لباس--))
» مطالب جالب
» عکس هایی از ایران
» عکس هایی دیدنی از خارج
» مقاله ها......
» اخبار مربوط به فیلمها و سینما.....
» بازیهای موبایل..!!
» دیکشنری.....
» داستانهای پند آموز و زیبا
» گرافیک (عزرائیل) تصاویر من
» اخبار مربوط به کامپیوتر و اینترنت
 

Theme Design By JAHANNET.IR